۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۶, یکشنبه

چهره عدالت درحکومت خامنه ای !


صادق لاریجانی قاضی القضات حکومت
ازآنجایکه مقوله عدل وعدالت وقضا وقضاوت ودادودادگستری درهرجامعه ای ازمقام والایی برخوردارمی باشد, ومنزلت خاصی درنزدافکارعمومی دارد, قوه قضائيه درهرکشوری يكي ازاركان مهم همان نظام بوده ومعمولاً مستقل وبیطرف عمل می کندویا بایدعمل بکند. ظاهراً قوه قضائیه جمهوري اسلامي نیزبه عنوان يك ارگان مستقل وبیطرف باید حامی حقوق فردی و اجتماعی مردم باشد،و تحقق بخشیدن به امرعدالت واحیای حقوق شهروندی ملت،گسترش عدل و آزادی‏های مشروع درقانون اساسی، نظارت برحسن اجرای قوانین، محافظت ازحریم شخصی افراد,اقدام مناسب برای برقراری امنیت مردم درجامعه, پیشگیری از وقوع جرم واصلاح مجرمان ومُخلان آسایش مردم درجامعه بدون توجه به موقعیت اجتماعی شخص و...از وظایف آن به شمار می‌رود.
اکنون که درآستانه یک سالگی حماسه 25خرداد مردم وکودتای دولت ولایی برعلیه رای وخواست ملت می باشیم ,نه تنهابعدازتحویل دادن وتحویل گرفتن ویرانه قوه قضائیه درعرض این یک سال,هیچ گونه عدل وعدالتی مردم از طرف این قوه ووعده های مقامات آن ندیده اند بلکه قضاوت وعدل گستری دراین مدت آنچنان سربریده شدکه استنباط مردم ازآن عین ظلم وجورقلمداد می گردد.درصورتیکه انتظار مي‌رفت شاید دراین مملکت بقولی معجزه ای شود وشخصی به قضاوت بنشیند که قضاوت را فدایی مصلحت (سیاست ولی فقیه ) نکند.اما دراين مدت و با توجه به رويدادها و حوادث ناگوار روي داده در كشور، قوه قضائيه كه «داعيه« دفاع از حقوق مردم و مجري عدل و داد در كشوررا دارد وباید بي طرفانه و عادلانه به قضاوت بنشیند.(نگارنده هیچگاه براین باور نبودم که چنین حکومتی می تواند دادگستربوده وقاصی القضات عادلی داشته باشد,چراکه اندیشیدن این چنینی به مثابه تیردرتارکی رها کردن خواهدبود,قصدم دراین اندک فرصت فقط به چالش کشیدن قاضی القضات حاکمیت کودتاست که بی رحمانه مردم بیگناه رابه قتلگاه می بَرد!) اما آن چيزي كه درمدت این یک سال ازعملكرد اين «قوه مستقل« به چشم نخورد اجراي عدالت وبي طرفانه قضاوت كردن بود. اين قوه نه تنها به حل اختلافات ومنازعات براساس قوانين مصوب نپرداخت, نه تنها ازحقوق ضایعه شده مردم احقاق حق نکرد,نه تنهاازخونهای به ناحق برزمین ریخته شده فرزندان مردم داد خواهی نشد, بلكه تا توانست طرف کودتاچیان وعاملان ظلم و آشوب ها را گرفته و با مطرح كردن اينكه عده اي فريب خورده يا عوامل سرخود، مقصر حوادث اخير بوده اند به پاك كردن صورت مساله ادامه داد.
تمامی شواهد وبررسي ها درعرض یک سال گذشته, روند عملكرد قوه قضائيه راازابتداي برگزاري انتخابات تا كنون,درمستقل نبودن,جناحی عمل کردن, ناعادلانه بودن و نفوذي بودن اين قوه را نشان میدهند.(منظورنفوذ تشکیلاتی مثل انجمن (لژ)فراماسونری حجتیه,حزب موتلفه اسلامی فرزند خوانده ایدئولوژیکی آن,سپاه پاسداران ولی فقیه و...)ازوارد شدن به جزئیات امتنان می ورزم چراکه اهل نظرجسته وگریخته درجریان عملکرد انجمن (لژ)حجتیه ومناسبات آن با قوه قضائیه هستند.
دراواخر دوران رياست هاشمی شاهرودی، رئيس سابق قوه قضائيه، یک هئيت سه نفره برای بررسی وضعیت بازداشت شدگان پس ازانتخابات تشکيل شده بود که درآن، دوعضو کميته سابق قوه قضائيه، “قربانعلی دری نجف آبادی” و” مصطفی پور محمدی” و همچنين “رئيسی” معاون اول قوه قضائيه گمارده شده بودند.اگرخاطرتان باشدشاهرودی در روزهاي پاياني دوره رياستش، به دنبال موج بازداشت های فعالان سیاسی و مردم عادی به سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران دستور داده بود ظرف یک هفته وضعیت بازداشت شدگان را مشخص کند. پس ازآن، صادق لاريجانی، رئيس كنوني قوه قضاييه، در حکمی اعضای يک هيئت سه نفره را برای بررسی پرونده های مربوط به حوادث پس از انتخابات رياست جمهوری را برگمارد كه اعضای آن متشکل از ابراهيم رييسی، غلامحسين محسنی اژه‌ای، دادستان کل کشور و وزير اطلاعات در دولت نهم و علی خلفی،(علی خلفی ازهمشهری های ماست باعرض پوزش ازخواننده گان محترم ,ایشان ازنوجوانی شخصیت جالبی نداشت ...! ودرست درجای که نبایست می نشست ازبرکات چاپلوسی هایش نشست,لپ مطلب اوباشی که به مشاورت قوه قضائیه گمارده شده!) مشاوررياست قوه قضائيه است.وظيفه اين هيئت نظارت بر تحقيقات و محاکمه متهمان حوادث اخير وارائه گزارش مستمربه رئيس قوه قضائیه بود.
محاكمه سران اصلاحات و تعدادي از افرادي «فريب خوردگان« كه در آشوب هاي بعدازانتخابات به سنگ پراني، شكاندن و سوزاندن اموال دولتي دست زدن به صورت علني برگزار مي‌شود ولي خبري از محاكمات افرادي كه تحت عنوان لباس شخصي يا بسيجي به كشتارمردم دست زدند، نبود. اين در حاليست كه بسياري از اين افراد به وسيله مردم شناسايي شده اندو پيگيري كشتارهاي اخيربايد دراهم اقدامات اين قوه قرار مي‌گرفت.مسائل اخير و پيگيري قضايي اين حوادث با گفته هاي صادق لاريجانی مبني بر "لزوم پيگيری مستمر و نظارت بر روند دادرسی، شناسايی عوامل ومسببان اصلی، برخورد قانونی و قاطع با متخلفين درهر رتبه و هرجايگاه و همچينين رسيدگی عادلانه، قاطع و سريع به پرونده‌های متشکله مربوط به حوادث بعدازانتخابات و اغتشاشات» همراه آن وهمچنين «کوی دانشگاه و بازداشتگاه کهريزک»" به شدت تضاد ميان حرف و عمل را نشان داد.
پایان سخن اینکه امروزکاربجای کشیده,که قوه قضائیه بی هیچ ادله محکمه پسندی به نیابت ازطرف آمران حاکمیت(ولی فقیه),مردم را فتنه گروسران جنبش سبزمردم را,سران فتنه قلمداد کرده وخواستارمحاکمه آنان می شود.پرسش اینجاست, آیا هیچ عقل سلیمی باورمی کندکه قوه قضائیه حکومت اسلامی عادل وعدل گسترباشد؟آیا کسی یا کسانی ازشما باورمی کند,که این قوه مستقل وغیرسیاسی عمل کند؟ آیاملت ایران اینقدردرتشخیص ناتوان شده که فرق قاضی عادل وقضاوت عادلانه را باقاضی ظالم  وقضاوت ظالمانه راندهد؟ آیا مردم این رااز شما نمی پرسند که شماء«قاضی القضات« با اشاره ولی وفقیه,سپاه پاسداران ,وزارت اطلاعات وامنیت و...عمل نمی کنید؟
آیاالهام وهمسرش فاطمه رجبی ,درقدوقواری هستندکه به قضاوت به نشینند وبه سران جنبش سبزامرونهی کنند؟آیا الهام وجنتی واحمد خاتمی واحمدی نژاد, صاحب خانه ترازموسوی وکروبی اند ؟موسوی آنچنان تدبیرواندیشه وعقلانیتی داردکه بدون حمایت ولی فقیه و زیر مجموعه هایش, بتواند مملکت را اداره وسربلند کند. آیااحمدی نژاد می تواند بدون حمایت کودتاچیان به ویژه خامنه ای حتایک روزکشورراآبرومندانه اداره کند!؟هرچند که این مقایسه بدورازانصاف است ولی گویند درمثال مناقشه نیست. یعنی میرحسین به اندازه امثال اینها که حیف ازاین ملاک سنجش, مصلحت نظام را نمی داندویانمی خواهد ؟آیا هیچ انسان عاقلی پیدا می شود که درچهره صادق لاریجانی این قاضی القضات حکومت (رئیس قوه قضائیه فعلی) نشانی ازعدل وعدالت بیابد؟آیا ازچنین قاضی القضاتی می توان انتظارقضاوت بیطرفانه داشت ؟اماچه می توان کرد که,ازبدی حادثه بی هنران شدن هنرمند ومخالفان ودشمنان دیروزانقلاب 57وعافیت طلبان آنروزانقلاب,به درجه ای ازوقاحت رسیده اند که بی هیچ شرم حیایی شخصیتی مثل میرحسین موسوی راکه یک عمربرای مردم وانقلاب خون ودل خورده ,مجرم و محارب وفتنه گرمی خوانند!

هیچ نظری موجود نیست: